گرفتاری این دنیا در اینست که نادان از کار خود اطمینان دارد و دانا از کار
خود مطمئن نیست. (برتراند راسل)
خسرو گلسرخیمن ایرانی ام
چشم مخملی من
شکوه اینده
امروز
این عشق ماست ، عشق به مردم
بگذار
درفش سرخ
زیبایی ترا بستایم
من کور نیستم
باید ترا بستایم می دانم
اما کجاست
جای دیدن تو
وقتی که هم وطنم بررده
و خک خوب ترا جراحی می کنند
باید که خک من
از خون من
بنا گردد
بنای آزادی
بی مرگ و خون
کی میسر شد ؟
پیکار می کنم
می میرم
این است عشق من
می دانی
من ایرانی ام
جناب كردان رفت ، ولی باید منتظر ماند تا ببینیم نفر بعدی كه كوس رسوایی او سر داده می شود كیست . سخنی هم دارم با نمایندگانی كه در زمان اولین ورود خود به مجلس با مدرك دیپلم وارد شدند ولی در انتخابات دوره بعد همگی لقب پر طمطراق مهندس را اول نام خود یدك می كشیدند ، آیا اگر مدارك شما هم واقعا مورد بررسی قرار گیرد چند درصد از شما واقعا با زحمت خودتان مدرك كارشناسی یا بالاتر را گرفتید؟
تا چه زمان ملت ایران باید چوب نادانی های خود را بخورد ؟ این ملت ساده ای كه اگر شمر هم بیاید و قیافه ای مذهبی به خود گیرد این مردم برای خواندن نماز به او اقتدا می كنند.
وای بر ما ملت ایران كه جهالت در شناخت دین و مذهبمان باعث شده است هر كسی با نام دین بر ما حكومت كند و بالاترین ظلم ها را به نام مذهب بر ما روا دارد .
![]()
كتاب سه رساله درباره حافظ اثر یوهان كریستف بورگل را با ترجمه یوسف صفوی از لینك زیر دانلود كنید .
دانلود
گرامی ترین ها و زیباترین ها در جهان نه دیده میشوند و نه حتی لمس می شوند،
آنها را تنها باید در دل حس کرد. (هلن کلر)
اگر ایران به جز ویرانسرا نیست حسین پژمان بختیاری
من این ویرانسرا را دوست دارم
اگر تاریخ ما افسانه رنگ است
من این افسانه ها را دوست دارم
اگر آب وهوایش دلنشین نیست
من این آب وهوارا دوست دارم
به شوق دشت های سرد وخشکش
من این فرسوده پارا دوست دارم
من این دلکش زمین را میپرستم
من این روشن سمارا دوست دارم
اگربرمن زایرانی رود زور
من این زور آزمارا دوست دارم
اگر آلوده دامانید اگر پاک
من ای مردم شمارا دوست دارم
از هیچ اندیشه ی
تازه بدون فهم طرفداری نکنید. بلکه خود با شک و انکار در آن وارد شده به حقیقت
موضوع برسید.
(دکارت)
واعظان كین جلوه در محراب و منبر می كنند
چون به خلوت می روند آن كار دیگر می كنند
قدیمی ها حرف های جالبی می زنند و مثال های زیبایی می آورند نمونه آن هم این مثل زیباست كه می گوید هر چه بگندد نمكش می زنند ، وای به روزی كه بگندد نمك . حالا شده حكایت شیخ گلستانی فرستاده رهبری در شهر تویسركان ، این آقا كه به عنوان امام جمعه شهر می باشد و خدا می داند چند نفر در نماز های خود به وی اقتدا می كنند ، حتی به نزدیك ترین یاران خود نیز خیانت می كند و چشم به ناموس آنان داشته و در آخر سر این افتضاح را به بار آورده است .
این مورد اولین مورد از این دست نبوده و مطمئنا آخرین آن هم نخواهد بود ، همانطور كه طی ماه های گذشته چندین مقام عالی رتبه جمهوری اسلامی از جمله سردار فاتح زارعی و بعد از آن آقای مددی استاد دانشگاه زنجان جز این برنامه ها بودند.
واقعا در این مملكت كه نام جمهوری اسلامی را یدك می كشد روی دادن چنین اعمالی قبیح تر است یا مثالا در آمریكا كه مهد بی بند و باری است ؟
آیا اگر این فرد از افراد عامی جامعه بود به سنگسار محكوم نمی شد ، هر چند كه من كاملا با این عمل وحشیانه به شدت مخالفم ، اما وجود این تبعیض ها و یك بام و دو هوا ها به چه معناست ؟
آیا مسولان نظام علی الخصوص آقای خامنه ای كه به عنوان رهبر اینان می باشد حاضر به پاسخگویی به اذهان عمومی می باشند ؟
خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش
پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود
من به هر سو می دوم گریان
در لهیب آتش پر دود
وز میان خنده هایم تلخ
و خروش گریه ام ناشاد
از دورن خسته ی سوزان
می كنم فریاد ، ای فریاد ! ی فریاد
خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی بی رحم
همچنان می سوزد این آتش
نقشهایی را كه من بستم به خون دل
بر سر و چشم در و دیوار
در شب رسوای بی ساحل
وای بر من ، سوزد و سوزد
غنچه هایی را كه پروردم به دشواری
در دهان گود گلدانها
روزهای سخت بیماری
از فراز بامهاشان ، شاد
دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب
بر من آتش به جان ناظر
در پناه این مشبك شب
من به هر سو می دوم
گریان ازین بیداد
می كنم فریاد ، ای فریاد ! ای فریاد
وای بر من ، همچنان می سوزد این آتش
آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان
و آنچه دارد منظر و ایوان
من به دستان پر از تاول
این طرف را می كنم خاموش
وز لهیب آن روم از هوش
ز آندگر سو شعله برخیزد ، به گردش دود
تا سحرگاهان ، كه می داند كه بود من شود نابود
خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خاكستر
وای ، آیا هیچ سر بر می كنند از خواب
مهربان همسایگانم از پی امداد ؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
می كنم فریاد ، ای فریاد ! ای فریاد
مهدی اخوان ثالث